قانون نویسی در حسینیه ارشاد

  Print




قانون‌نويسي در حسينه ارشاد

گفت وگو با احمد صدر حاج‌سیدجوادی

حسین سخنور

 احمد صدر حاج‌سیدجوادی، از اعضای اولیه و بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و از اعضای فعال نهضت مقاومت ملی، دادستان تهران، وزیر دادگستری، وزیر کشور در مقاطع مختلف است. او که فارغ‌التحصیل رشتهٔ حقوق است، مرحوم حسن حبیبی را به خوبی مى‌شناسد و از بحث هایش با حبیبی پیرامون مسائل قانون اساسی، نکاتی را به‌خاطر دارد که خودش مى‌گوید به سبب کهولت و بیماری‌ای که این روزها درگیرش است، جزییات آن‌ها را فراموش کرده است. او که بیش از 95 سال سن دارد، با سختی و صمیمیت ما را مى‌پذیرد، هرچند در ابتدای گفت‌وگو خاطرنشان کرد: «دختران‌ام مى‌گویند چون ممکن است همه جزییات را به یاد نیاوری، مصاحبه نکن.» خدایش نگه‌دارش باشد.


* سابقه آشنایی شما و مرحوم حبیبی به کی برمی گردد؟
من پیش از انقلاب با ایشان آشنا شدم و به‌خاطر عضويت‌شان در نهضت آزادی، شناخت خوبی از هم داشتیم. قبل از اینکه آقای حبیبی به فرانسه بروند، در خیلی از جلسات به صورت مشترک شرکت مى‌کردیم و با هم مباحثه مى‌کردیم.


* راجع به چه موضوعاتی؟
آن زمان جلسات متعددی داشتیم که به قانون اساسی کشور مى‌پرداختیم. مثلاً جلسات مختلفی درباره قانون مشروطه داشتیم. اشکالات و نقاط قوت آن را بررسی مى‌کردیم و راجع به بندهای مختلف آن با دوستانی که در آن جلسات حاضر بودند، گفت‌وگو مى‌کردیم. آقای حبیبی، معمولاً از حاضران و فعالان این جلسات بودند.


* این جلسات نهضت آزادي بود؟
خیر، خیلی از افرادی که شرکت مى‌کردند، اعضای نهضت آزادی هم بودند، اما لزوماً ربطی به حزب نداشت. حتی مکان جلسات هم ثابت و متعلق به نهضت نبود. مثلاً برخی جلسات در منزل حاج‌ رضا زنجانی بود و برخی جلسات در منزل بنده. مدتی هم آقای تولیت، دفتری به ما در خیابان روزولت داده بودند، که ما آنجا جمع مى‌شدیم.


* خاطرتان هست مواضع و تاکیدات آقای حبیبی در این جلسات چه بود؟ با شما هم¬نظر بود یا مخالف؟
جزییات مباحث را که به خاطر نمى‌آورم، اما یادم هست بحث‌هاى زیادی درباره جایگاه قانونی شاه داشتیم. توجه داشته باشید این مباحث برای زمانی است که هنوز شاه در اوج قدرت بود و انقلاب خیلی جدی نشده بود و مى‌خواستیم از طریق قانون و آنچه که در قانون اساسی مشروطه آمده بود، شاه را محدود کنیم. اختلاف نظرهایی بود و برخی به جایگاه قانونی شاه اعتراف داشتند و مى‌گفتند همین حد هم رعایت شود، مملکت رو به اصلاح مى‌رود، ولی برخی دیگر در مقابل این رای را قبول نداشتند و معتقد بودند که پذیرش شاه، دیگر اصول قانون را بی معنی مى‌کند. خوب یادم نمى‌آید آقای دکتر حبیبی جزء کدام دسته بودند، اما آن زمان که ما این صحبت‌ها را داشتیم، اکثراً قول اول را مى‌پذیرفتند و با وجود شاه، به فکر اجرای دیگر اصول قانون اساسی بودند.


* آقای حبیبی رفتند فرانسه و شما آن مدت در ایران بودید. آیا رابطه تان در آن مدت هم ادامه داشت؟
تقریباً خیر. در آن مدت ارتباط چندانی نبود. گرچه من مرکز ارتباطات آقایان مستقر در پاریس و تهران بودم. آقای خمینی و برخی از اطرافیان درجه یک ایشان، اعتماد زیادی به من داشتند و هر تصمیمی که آن جا گرفته مى‌شد و قرار بود در ایران ابلاغ و اجرایی شود، به من گفته مى‌شد. آن‌ها مستقیما تلفن مى‌کردند تا مقدمات کارهای مختلف را فراهم کنم و افراد مرتبط را پیدا کنم. در ابتدا دستگاه نیز حساسیتی به من نداشت و از این نقش من مطلع نبود، ولی بعد از مدتی که متوجه شدند، برای من محدودیت‌ها و مشکلاتی را به‌وجود آوردند.


* وقتی آقای حبیبی در پاریس مسئول تدوین پیش نویس قانون اساسی شدند، شما از آن مطلع شدید؟
خیر، ما که در ایران بودیم، از همه وقایع پاریس مطلع نبودیم. آن زمان مثل الان هم نبود که ارتباطات ساده باشد. تنها مسائلی از پاریس به تهران انتقال داده مى‌شد که نیاز بود در اینجا کاری صورت گیرد.


* پیش نویس قانون اساسی، بعد از پیروزی انقلاب، یک بار دیگر مورد بررسی قرار مى‌گیرد و شما هم عضو آن تیم بودید. طرح مرحوم حبیبی چگونه بود؟
همان‌طور که گفتید قبل از پیروزی انقلاب آقای دکتر حبیبی در پاریس پیش‌نویسی با اقتباس از قوانین کشورهای دیگر تهیه کرده بودند و به امام داده بودند تا برای قانون اساسی آینده ملاحظه کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم تدوین سریع قانون اساسی خواست حضرت امام بود و ایشان می‎خواستند که مملکت بر مدار قانون اداره شود. به همین دلیل قرار شد جلساتی در همین رابطه در حسینه ارشاد تشکیل شود تا آن پیش‌نویس یک بار دیگر بررسی شود تا به مرحله رفراندوم گذاشته شود. در اولین جلسه‌ای که تشکیل شد همان پیش‌نویس مطرح شد و افراد حاضر در جلسه پیش نویس آقای حبیبی را کافی ندانستند. بنابراین آن طرح کنار گذاشته شد و از طرف شوراي انقلاب تصمیم گرفته شد هیاتی تشکیل شود تا پیش‌نویس قانون اساسی را تدوین کند. گروهی که انتخاب شدند عبارت بودند از بنده، مرحوم حسن حبیبی، دکتر ناصر کاتوزیان، کریم لاهیجی، جعفری لنگروی و آقای ناصر میناچی. البته یک جلسه هم آقای سید محمد خامنه‌ای آمد که دیگر شرکت نکرد.


* جلسات چقدر طول کشید؟
این جلسات كه در حسينه ارشاد تشكيل مي‌شد نزدیک یک ماه طول کشید. جلسات هم بسيار طولاني و فشرده بود به اين صورت كه صبح اول وقت جلسه تدوین قانون در یک اتاق دربسته در حسینیه شروع می‌شد و تا پایان شب جلسه ادامه پیدا می‌کرد. البته من بعد از چند جلسه دیگر نتوانستم در جلسات شرکت کنم.


* ظاهراً گروهی هم در دولت موقت این کار را داشتند انجام مى‌دادند.
ما کاری به موازات آن‌ها نمى‌کردیم. همان‌طور که گفتم جمعی از دوستان و هم‌فکران مان، از پیش از انقلاب در خصوص مشکلات ساختاری قانون اساسی و هم چنین بررسی قانون دیگر کشورها، کار مى‌کردیم و به نتایجی هم رسیده بودیم. در آن جلسات حقوقدانان برجسته ای بودند، مثل برادر بزرگتر آقای بنی‌صدر، فتح‌الله بنی‌صدر که از زمان دادگستری با هم بودیم. به طور خلاصه ماجرا از این قرار بود که مهندس بازرگان بعد از آنکه کار دوستان در ارشاد تمام شد، پیش‌نویس را به معاونت نخست‌وزیری بردند تا باز مورد بررسی قرار گیرد. در آن‌جا هیاتی با عنوان«هیات بررسی قانون اساسی» تشکیل شد. در آن هیات افرادی مانند دکتر بهشتی و مهندس سحابی حضور داشتند. این هیات هم پیش‌نویسی تهیه کرد که به عنوان پیش‌نویس پیشنهادی هیات دولت برای تصویب نهایی آماده کردند.


* این دو قانون با هم رفت در مجلس خبرگان؟
خیر، این‌طور نبود که هر کدام جداگانه به خبرگان فرستاده شود. تلفیقی از این دو به خبرگان رفت. این کار هم به دستور امام صورت گرفت. ایشان از ما خواسته بودند نتایج خود را تدوین و آن‌ها را ارائه دهیم.


* شما چه اشکالاتی به پیش‌نویس آقای حبیبی داشتید که تیم جداگانه ای برای تدوین پیش نویس تشکیل دادید؟
الان اشکال خاصی یادم نمى‌آید. ضمن اینکه اساساً ما به‌خاطر اشکالات احتمالی این کار را نکردیم. کارها و تحقیقاتی در مورد قانون اساسی‌مان صورت گرفته بود، ما آن‌ها را به درخواست امام ارائه دادیم.


* در نهایت آن قانونی که در خبرگان تایید شد، بیشتر شبیه طرح شما بود یا طرح اولیه آقای حبیبی یا هیچ کدام؟
ما آن زمان خیلی کنجکاو نبودیم که ببینیم قانون نهایی بیشتر شبیه کدام طرح بود، اما تا آنجایی که یادم هست، خیلی تغییر کرده بود، به‌طوری‌که مى‌توانم بگویم شبیه هیچ کدام نبود. در واقع مجلس خبرگان از ابتدا یک قانون جدیدی را تدوین کرد.


* در دوران بعد از انقلاب رابطه شما و آقای حبیبی چگونه شد؟
خوب ایشان بعد از انقلاب، به تدریج از دوستان نهضتی خود فاصله گرفت و جذب دولت‌ها شد.


* به‌خاطر آن رفاقت‌هاى گذشته، آیا در دورانی که برای شما مشکلات سیاسی پیش آمد، ایشان تلاشی برای رفع آن‌ها داشتند؟
خیر، آقای دکتر حبیبی اهل این جور کارها نبود که بخواهد برای کسی، ولو دوستان سابق خود وساطت کند.
 

 

كليه‌ حقوق محفوظ و متعلق به «بنياد فرهنگي مهندس مهدي بازرگان» استا.